در تهران بودم، نبودم ......
رضا شجاعیان - امید ایران مهر - اسماعیل صحابه - سعید نور محمدی - مهدی محمودیان - داود روشنی - محمد لکی - سجاد سالک - امید محدث - مصطفی عوض وردی - محمد رضا امینی - سعید رئوفی - محمود پور رضایی - مسعود رنجبر - امین حکمت - حسن پورعیوانی - بابک حقیقی - شهاب طباطبایی
نادره رضایی - نفیسه نعمتی - ثریا هرمزیان - الهام پور عبادی - زهرا گلشن
اسم زیاده من حوصله ندارم فکر کنم، خلاصه کمک کنید اسم همه رو بنویسم.
تو یک خانواده مذهبی بزرگ شده باشی تازه بفهمی خدایی هست.
با عشق بزرگت کرده باشن تازه بفهمی عاشق شدی.
هشت سال از آخرین سال درس خوندنت گذشته باشه تازه بفهمی باید درس بخونی.
شش سال کار کرده باشی تازه بفهمی باید کار کنی.
بیست و پنج سال عمر کرده باشی تازه بفهمی باید زندگی کنی.
بیست و پنج سال بی هدف باشی تازه بفهمی هدف داری.
بیست و پنج سال احساس بد بختی کنی تازه بفهمی از همه خوشبخت تری.
خدایا تازه فهمیدم دوستت داشته باشم یا نداشته باشم دوستم داری پس منم دوست دارم.
خدایا تازه فهمیدم چطوری به بنده هات روزی میدی، جوری که خودشون هم نفهمن.
خدایا تازه فهمیدم هیچی نفهمیدم.