تبليغاتX
خشت*همراه شو عزیز*خشت خشت*همراه شو عزیز*خشت/فتو خشت

یکشنبه 7 بهمن1386
احمدی نژاد امروز صبح نماز یک رکعته خواند!!!!!!!!!!!!

امروز صبح بر خلاف هر روز با صدای تلفزیون از خواب بیدار شدم و دیدم پسرم نشسته پای تلفزیون.
در حالی که داشتم چشمامو می­مالوندم گفتم :صداشو کم کن، ساعت 6.5 وقت تلفزیون دیدنه؟
پشو الان مدرست دیر میشه.
پسرم گفت : بابا صبح بخیر دعا کن احمدی­نژاد نمازش قضا نشده باشه.
گفتم:چی؟توچیکار به این کارا داری بچه، صبح بخیر ،پشو، پشو کاراتو بکن برو مدرسه الان دیرت میشه.
گفت:آخه برف اومده.
گفتم:خوب برف بیاد، بهونه نگیر، پشو باید بری مدرسه یالا.
گفت:نه بابا اگر احمدی نژاد برا نماز بیدار بشه میبینه مدرسه ها رو تعطیل میکنه.
گفتم:بچه این چیزا چیه میگی؟ من که باباتم می ترسم برم طرف سیاست اون وقت تو حرف سیاسی میزنی؟ بچه اگه بفهمن فیلترت میکنن.
گفت:چی؟ چیکار میکنن؟
گفتم:هیچی ، پشو برو، مدرسه ها تعطیل نمیشه، اون دفعه این قدر چیز بارش کردند که از رو رفت،اگه سنگم بباره از تعطیلی خبری نیست.

پسرم جلوی تلفزیون با نا امیدی داشت لباساشو عوض میکرد که یه دفعه داد زد (بابا، بابا تعطیله )
گفتم:ساکت بچه همسایه ها خوابن.
گفت:ببین نوشته تعطیله.
دیدم بله، زیر نویس زدن که دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی امروز لالا کنن.
یه نگاه به پسرم که ذوق کرده بود انداختم و گفتم: فکر کنم فقط یک رکعت خونده وگر نه دوباره........

+ نوشته شده در 10 بعد از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin
شنبه 6 بهمن1386
بخشهای جدید

بعضی از بازدید کنندگان ازم خواستن چندتا بخش بالا رو اضافه کنم.

مام که نوکر همتون هستیم، نه نگفتیم

البته هنوز یکم کار داره که تا آخر هفته همش تمومه(انشاء الله)

دعا کنید وقت کم نیارم

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin
پنجشنبه 4 بهمن1386
برای همیشه دیر کرده است

           پرسید که چرا دیر کرده است؟                   نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است                   تنها دقایقی چند تأخیر کرده است

         گفتم امروز هوا سرد بوده است                  شاید موعد قرار تغییر کرده است

             خندید به سادگیم آینه و گفت                  احساس پاک، تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی                  گفت: خوابی سالها دیر کرده است

              در آینه به خود نگاه می کنم                  آه عشق او عجب مرا پیر کرده است

       راست گفت آینه که منتظر نباش                   او برای همیشه دیر کرده است

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin
سه شنبه 2 بهمن1386
کاشکی خانوم معلم ما همه کاره انتخابات بود!

یادمه کلاس دوم ابتدایی که بودم یه روز یکی از بچه­های کلاس از خانم معلم پرسید

خانم اجازه انتخابات یعنی چی؟

خانم معلم هم شروع کرد به حرف زدن چند دقیقه­ای که حرف زد،از چشمهای ور قلمبیده­ی ­ما فهمید هیچ چیز نفهمیدیم و گفت: برا اینکه بفهمید انتخابت یعنی چی امروز مبصر کلاس رو انتخاب میکنیم هنوز جملش تموم نشده بود که کلاس ترکید ((خانم ما ، ما ما خانم ، ما ،ما خانم ،خانم اجازه ما ، ما خانم خانم ، اجازه خانم ما ، ما ، ما ،........... ))

معلم بیچاره با هر بدبختیی که بود بالاخره ما رو ساکت کرد و گفت من که نمی­خوام انتخاب کنم می­خوایم یک انتخابات کوچیک تو کلاسمون برگزار کنیم صبر کنید میبینید.

بعد چندتا از بچه­ها  که درسشون بهتر بود و صدا کرد که برم پای تخته به یکی از بچه­ها هم یک برگه داد و گفت اینو تیکه تیکه کن به هر کدوم از بچه­ها یکی بده، پسره هم نامردی نکرد و شروع کرد خش و خش پاره کردن برگه انگار میخواد بریزه دور (خصوصی سازی در این زمینه از اون موقع مشکلات داشت ) .

خلاصه خانم معلم گفت هر کسی یک کاغذ برداره و اسم یکی از بچه­هایی که پای تخته هست و به نطرمون برای مبصر شدن از بقیه بهتره بنوسیم  (البته هر کس نگاهش رو برگه­ی بغلی بود)

وقتی همه نوشتیم برگه­ها روجمع کرد و به یکی از بچه­ها گفت اسم تمام کسایی که پای تخته بودن رو بنویسه و اسمه هر کدوم رو که از روی برگه می­خواند می­گفت جلوی اسمش یک خط بکش اینجوری بود که هم کلاس ما مبصر دار شد هم ما فهمیدیم انتخابات یعنی چی.

از اون موقع تا حالا تو انتخابات های زیادی شرکت کردم  ولی هیچ­ کدوم به سالمی اون انتخابات نمیرسید.

حالا چی شد که یاد این خاطره افتادم!

تو خبر­ها خوندم  که قراره لیست کسانی که توی انتخابات رد صلاحیت میشن رو تو همین چند روز اعلام کنن لیستی که از الان میشه حدس زد چه کسانی توش هستن اصلاح طلبان ((که احتمالاّ مثل مجلس قبل بیشتر این لیست رو تشکیل میدن)) دارن بال­بال میزنن و انواع بیانیه وهشدار رو میدن که (ای مردم دارن می­چاپن مواظب باشید مثل مجلس هفتم نشه بازم دارن به نا­حق کاندیدهای مردمی رو رد صلاحیت میکنن) مردم هم که دارن نفتی که رفت سر سفره­هاشون­ و جمع میکنن عین خیالشون نیست و انگار نه انگار.

((البته کاری هم از دستشون بر نمی­آد چهار سال پیش هر کار کردن دیدن هیچ فایده­ای نداره برا همین همه چیزو گذاشتن کنار)) «یعنی همون چیزی که اونا میخوان»

کاشکی خانم معلم ما همه کاره­ی انتخابات بود (خودش ثبت نام می­کرد ­، خودش صلاحیتها رو چک می­کرد خودش انتخابات رو برگزار میکرد، خودش هم أراء رو می­شمارد) اون وقت افتخار میکردیم که تو کشورمون انتخابات برگزار میشه( یک انتخابات سالم).

((به امید روزی که یکی مثل خانم معلم ما بشه همه کاره­ی انتخابات))


 اگه دوست داشتید در مورد رد صلاحیت ها بیشتر بدونید اینا رو  بخونید خیلی توپ نوشتن

آژیر قرمز بلند شد از سجاد سالک
باز انتخابات ، باز نگراني از امید محدث
بازی آدم بزرگا!  از سیب
دست هایی که پیش گرفته می شوند از مرجان توحیدی
«انتخابات آزاد در محاق» یا آتش خودسوز نیافروز! از امید ایران مهر
هزینه‌هایی كه باید تحمیل شود از محمد رضا یزدان پناه
ردصلاحيت غيرقانوني همه نامزدهاي اصلاح طلب از بیرجند نیوز
چرا صلاحیت کسانی که به جمهوریت نظام اعتقاد ندارند تأیید میشود؟ از آرمین سنائی
آب ریخته شده! از رضا
پيش بيني ها محقق شد از حامد

ضمناً هر کسی در این مورد چیزی نوشته یه ندا بده لینکش رو اضافه کنم.

+ نوشته شده در 1 قبل از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin
دوشنبه 1 بهمن1386
خوب نده!!!!
خوب نده!             مگه مجبوری؟            کی گفت بدی؟
اول میده بعد میگه بدبخت شدم الان دستمو رو میکنه ابروم میره.
اون وقت که دادی فکر اینجاشو میکردی که الان کاری نکنی همه بهت بخندند.
حالا که دادی درست میدادی یا نده یا یجور بده که..........

خوب قبول مجوز دادی اونا هم روزنامه رو تا توی چاپخونه بردن دیگه چرا توقیفش کردی حداقل میزاشتی چند وقت چاپ بشه، این همه کار کردن انتطار کشیدن همش کشک.

  ((روزنامه جدیده آریا قبل از چاپ لغو امتیاز شد))

 

+ نوشته شده در 3 بعد از ظهر توسط حمید.
Donbaleh Balatarin